محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
111
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
پهلوانى بجاى آورده بحكومت و ايالت آن بلاد و ديار سرافراز ساختند و لواى تسلط و تحكّم ايشانرا در آن ولايات باوج اعتبار برافراختند و چون خاطر خطير شاهزادهء خورشيد ضمير را از نظم و نسق مهمات آنحدود فراغت حاصل گشت ، فرمان عالى شرف صدور يافت كه مواكب گردون مراتب به قصد دار السلطنه نهضت نمايند و صداى نفير كوچ از اوج سپهر درگذشت « 1 » . ذكر فرستادن ايلچى به جهت مصالحه از قراباغ بمملكت روم و بيان مراجعت موكب همايون از آن مرز و بوم در آن وقت كه مواكب گردون مراتب در قراباغ با قوم تاتار تيره روزگار اعلام مقابله و مقاتله مىافراشتند ، چغال اغلى كه از جملهء پاشايان عظام بجريد . . . ( ؟ ) « 2 » علّو شأن [ 62 ] و سمّو مكان ممتاز و مستثنى مينمود ، و ركن اعظم اركان سلطنت خواندگار روم سلطان مراد بود ، با سپاه بيشمار و پاشايان بلند مقدار در موضع دمر قاپى اقامت داشتند . چون تاتاريان شكسته بال پريشان حال كه بهزيمت رفته بودند به آن محل رسيده باردوى او ملحق گشتند ، چغال اغلى پس از تحقيق حال آنجماعت برگشته احوال متردد گشته گاه انديشهء انتقام بخاطر آورده صورت جدال و قتال در آيينهء
--> ( 1 ) - مهد عليا اصرار داشت كه ميرزا سلمان و سرداران از دنبال عثمان پاشا به قلعهء دربند بتازند و با گرفتن آن قلعه دست تركان را يكباره از ولايت شروان كوتاه كنند ، ولى وزير و همراهانش بر خلاف فرمان او با عادلگراى خان و غنائمى كه بدست آمده بود به قراباغ باز گشتند . اين امر مايهء رنجش ملكه از سرداران قزلباش گرديد و ايشان را مورد سرزنش و عتاب ساخت و چون سرداران با او بىادبانه سخن گفتند ، بعنوان اعتراض در شدت سرماى زمستان ، با وليعهد از قراباغ به پايتخت بازگشت ( زندگانى شاه عباس اول جلد اول صفحهء 52 تأليف آقاى نصر اللّه فلسفى ) . در مورد سرنوشت مهد عليا ملكهء صفوى رجوع شود به ضمائم كتاب . ( 2 ) - م : بحرند .